رهگذر...
رهگذر...
اين مسير بن بست است
حوض بي آب
کاشي سبز است
گلهاي سرخ قالي چه بي لرزش
برگ در کوران شکستن نمي گريد
ريشه از فرجام رسيدن نمي خندد
سوختن پيمانهاي " نسوختن شمع و آتش و پروانه "
نمايش چتر فراموشي سايه هاست
قصه ي سکسکه هاي توامان مرگ است
هي ي ي ي... مسافر
اين مسير بن بست است
م.خار
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط عبداله رضائیان
|