گریه بر مزار وبلاگ
امروز از سر بیکاری نشسته ام بر مزار وبلاگی که بعد از مدتی دونفره شد و بعد با امدن فیسبوک و امثالهم کلا متروکه شد.امده ام مرور کنم از سال86تاکنون چه برما گذشته. یادم می اید در قحط الینترنت با جعل امضای مدیرگروه دانشگاه چرخ میزدیم و گاه وبلاگ خط خطی میکردیم. حس پیری به من دست میدهد وقتی تاریخچه وبلاگ رانگاه میکنم و در روبرویم که پیرمردی نشسته،که من همانم در کالبد روبرویش. کاش مرور نکنیم و فقط حرکت به جلو داشته باشیم.
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت توسط عبداله رضائیان
|