گفت بنویس و نوشتم-1
گفت بنویس و نوشتم...
از تارهای عنکبوت کنج خانه
و آوازی خفته در گلوی گرامافون
سبابه را کشیک کشان
گفت بنویس و نوشتم...
از رنجی که می بریم
از رنجی که می بری
از ناخنی که می کشم
بر گل آلود نیستی ی ی ی
گفت بنویس و نوشتم...
از سرخی پولک ماهی تنگ
که نیست عید را...
چشم انتظار
و از سبز یرقانی جوانه های گندم
بر رواق فولادی رخش
در عصرگاه سیزدهم نوروز...
گفت بنویس و نوشتم...
شانه های تخم مرغ گران شده اند
و شانه های امن
بی حدددد کیمیاست
و شان گریه...
مضمحل
همسان هق هق عابری در پاییز...
م.خار