این شعر واسه جنبه دارهاش. میتونید اسمشو پست مدرن بذارید:

 

هر شب به سمت هر که بخوابم ،

در راستای فکر تو ، من در جنوب...

 هِی  بهانۀ حمام می کنم

روزی سه بار توبه های گرگ!!!

با  میل مستی ام  به تو   پندار می کنم.

وتکا  ، حشیش  ، بنگ  ، و َ صد چیز ِ کوفت ، کوفت

یک ساعتی  به روز،  نگاهی نمی کنم

منگ ِ ملنگی ِتو، همیشه برای من ؟؟؟ 

دیوار و این لگد زنیَم   ، رام می کنم

تا کِی ، کجا ،رها نشوم ؟ پوزخند ِ تلخ

نــَه      را بپاش ، فکر به اسهال....

من  ،  قافیه را ریخته ام حال می کنم

شرم ِ جنابت ِ بی حد برای من

آری حماقت ِ تـُـوی ِ  حمار می کنم.

 

عبداله رضاییان