جنوب
این شعر واسه جنبه دارهاش. میتونید اسمشو پست مدرن بذارید:
هر شب به سمت هر که بخوابم ،
در راستای فکر تو ، من در جنوب...
هِی بهانۀ حمام می کنم
روزی سه بار توبه های گرگ!!!
با میل مستی ام به تو پندار می کنم.
وتکا ، حشیش ، بنگ ، و َ صد چیز ِ کوفت ، کوفت
یک ساعتی به روز، نگاهی نمی کنم
منگ ِ ملنگی ِتو، همیشه برای من ؟؟؟
دیوار و این لگد زنیَم ، رام می کنم
تا کِی ، کجا ،رها نشوم ؟ پوزخند ِ تلخ
نــَه را بپاش ، فکر به اسهال....
من ، قافیه را ریخته ام حال می کنم
شرم ِ جنابت ِ بی حد برای من
آری حماقت ِ تـُـوی ِ حمار می کنم.
عبداله رضاییان
+ نوشته شده در شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت توسط عبداله رضائیان
|