گلایه همیشگی
متنفر می شوم از کسانی که برایشان وقت صرف می کنی ، مکاتبه میکنی
ایمیل میزنی ،برایشان نظر می گذاری ولی هیچ و هیچ. شاید متن زیر
برازندۀ دوستان قدیم باشد و شاید عمومیتی برای کسانی که لی لی ،
به لالاشون می ذاری ، تا حدی که از توجه اشباع میشوند و دیگر ،
جواب سلامت را هم نمیدهند. شاید که نه
حتما " از ماست که بر ماست".
آن روزها که شُـهـرتِ تو کوچۀ ما بود ، ما بی دلیل زمزمه ات می کردیم
تا آبادی نشانه هایت را ببیند وحالا که تمام شهر می شناسندت، تو آبادی و
ما را به فراموشی سپردی. شاید جوابی برای نامه هایمان نداری .
نمیدانم نمیدانم ... از شانه هایمان بالا رفتی و خواستیـــــم .
ولی اینطور نــه ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ ساعت توسط عبداله رضائیان
|