گالیله و دادگاه کلیسا

نمی دانم چرا این روزها  اینقدر یاد گالیله (ستاره شناس معروف) می افتم. . او را به خاطر حقیقتی که پی برده بود و ادعا می کرد،  دردادگاه کلیسای قرون وسطی محاکمه کردند و  وادارش کردند متن زیر را که توبه نامه ای بود، امضا کند و اگر امضا نمی کرد آتشش می زدند:

 

" در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو در آمده ام و در حالی که کتاب  مقدس را در پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم  توبه می کنم و ادعای  خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می کنم و آن را منفور و مطرود می نمایم."

 

اما او بر اعتقا د خویش پا بر جا ماند و زمان نیز ثابت کرد که او راست می گوید.

 

امروز هم همان قصه  است ...

 

 

سلولهای خاک بر سری مغز

 حوصله که ندارم ولی اینو از آرشیو چکنویسهای ناتمام و پر اشکالم کشیدم بیرون:

راستی !!!  مردمک چشم مرا میبینی؟

سلولهای خاک بر سری ِ مغزم را ؟

و دهانی که به انگشت ، تعجب ، به درونش باقی ست .

به تو ،

که ،

 در نیمکت ِ درس شدن  ترس شدی

وشبیه تر به همه ،،

ذهن ِ من از جاده ات هم خالی ست؟

کاش می فهمیدم ... کاش می فهمیدی ...

که چه می دانستی ... وَ چه می دانستم ..

به چه زودی  سـَر ِ هم خندیدیم .

 

عبداله رضائیان