اون نگاه ِ گذرا...
بعد از مدتی از پیله در آمدم. به این ترانه سخت نگیرید:
اون نگاه ِ گذرای تو
نمی زاره تا سلامـِت کنم
واسه ، یه لحظۀ خواستنی
روبروت وایستم،
نگاهت کنم
به من از، بین ِ همه ، آدما
که می مـُردم واسه خواستنت
نشد بگی که یه بار منم دیدمِت
تا شب از شوق ِ تــَوَجُهــِت
تو رو عاشق
حسابت کنم
همه شب از لبخند ِ تو که می بافم
توی ناله هام
نمی رسم ، هر چی میگم
توی این عالم ِ بی حساب
جادۀ عشق ِ یه سمته ،،، آخ
نمی دونم که چیکار کنم
اگه بشه تو اُمیدِ راه ...
باید از دور ، چالـِت کنم
عبداله رضائیان
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ ساعت توسط عبداله رضائیان
|