بیهوده فکر می کنم
چند روز در سفر بودم وحالا شاید برگشته ام البته این هزیان را قبل از سفرم گفتم:
بیهوده فکر می کنم
از نا کجاها تا کجا
آزارهای ِ ممتد ِ این قصه
در بیراهه ها
همدوشبانی های بد
در زیر ِ لبهای قصار
دل ، می برد
گــُل می پرد
از رنج ِ روی یک جدار
...
افتادم از پروازها
زیر ِ لگدهای صدا
با جسم های خسته در ،
تیغی پـُر از افکارها .
...
عبداله رضائیان
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت توسط عبداله رضائیان
|