جزیره
باز هم از مسعود:
به نام او
سلام عبداله عزیزم...
امیدوارم خوب باشی و چشمه شعرت به زودی بجوشه...
بنا به فرمایش شما شعر کوچکی با عنوان جزیره را تقدیم میدارم:
جزیره
سرگرم ردپای اندوه
بر سایه ی رستنی های هرز
که می رویند بر جزیره ممنوعه
تو...
تبلور واژه ای...
و من...
مات نیلوفر...
کو دست باران؟
کو دست باران؟
م.خار
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط عبداله رضائیان
|